دختر شیطون و باباش!
عزیز دلم دختر خوشمل مامانی!
قربونت برم !
امروز بابایی اومده بود خونه تا ناهار بخوره بره کلاس داشت جزوه هاشو رو زمین چک میکرد
!
شما تو روروئکت بودی!
اومدی پیشش!
باباتم عجله داشت 
با دست نگهت داشته بود
رو جزوه ها نیای توهم گوش نیمدادی
میگفتی یا باهام بازی کن یا تمامشونو بهم میریزم وای خیلی باحال بود!
همینجوری مونده بودی نگاهش میکردی !
بعد من که دیدم شاهزاده خانوم بازی میخوان ازتون خاهش کردم برگردی سمت من تو هم که دور زدنو یاد گرفتی ! چرخیدی سمت من به سمت آشپزخونه بودی اما هی برمیگشتی باباتو نگاه میکردی و صداش میکردی !
قربون تو برم اینقدر خوب همه رو می شناسی عروسک دوس داشتنی و ناناز مامان!



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دختر شیطون و باباش!
